یه روز وقتی به گل نیلو فرنگاه می کردم ترس تموم وجودمو

 برداشت که شاید منم یه روز مثل گل نیلو فرتنها بشم.سریع

از کنار مرداب دور شدم.حالا وقتی که می بینم خودم مرداب شدم

 دنبال یه گل نیلو فر می گردم که از تنهایی نمیرم و حالا میفهمم

گل نیلوفر مغرور نیست اون خودشو وقف مرداب کرده...قلب

 

/ 1 نظر / 8 بازدید
مریم

[گل]...وبلاگ جالبی دارید...[گل] موفق باشی.