آمد درست زیر شبستان گل نشست

دربین آن جماعت مغرور شب پرست

یک تکه آفتاب،نه یک تکه از بهشت

حالا درست پشت سر من نشسته است

گلدسته های اذان و من و های و های وهای

الله اکبر و انا فی کل واد مست

سبحان من یمیت و یحیی و لا اله

الا هو الذی اخذ العهد فی الست

یک پرده پشت همین بیت می کشیم،او

فکر میکنیم دراین پرده مانده است

سارا سلام اشهد ان لا اله ... تو

با چشم های سورمه ای ان لا اله ... مست

دل می بری که حی علی های و های وهای

هرجا که هست پرتوی روی حبیب هست

بالا بلند عقد تو رو با لبان من

آنشب مگر فرشته ای از آسمان نبست؟

باران جل جل شب خرداد توی پارک

مهرت همان شب اشهد ان ... در دلم نشست

آن شب کبو کبو کبوتری از بامتان پرید

نم نم نماز تو در بغض من شکست

سبحان من یمیت و یحیی و لا اله

الا هو الذی اخذ العهد فی الست

سبحان رب هر چه دلم را ز من برید

سبحان رب هرچه دلم را ز من گسست

سبحان ربی ال ... من و سارا ... بحمده

سبحان ربی ال ... من و سارا دلش شکست

سبحان ربی ال ... من و سارا به هم رسید

سبحان تا به کی من و او  دست روی دست

زخمم دوباره وا شد و ایاک نستعین

تا اهدنا السرای تو راهی نمانده است

مغضوب این جماعت پر های و هو شدم

افتادم از بهشت بر این ارتفاع پست

یک پرده باز بین من و او کشیده اند

سارا گمانم آن طرف پرده مانده است

/ 3 نظر / 4 بازدید
فون عروس و داماد

افزایش پیج رنک گوگل | افزایش رنک الکسا | بازدید فوق العاده بالا | فقط در عرض چند ثانیه، به افزایش بازدید خود کمک می کنید. افزایش درصد سئوی وبلاگ شما با تبادل لینک با ما امکان پذیر است(تبادل لینک با ما ۱۰۰% به افزایش رنک شما کمک میکند)

نظر خدا مانند نظر انسان نیست

خداوند هميشه اين را اعلام کرده است که مبادا گناه، شما را از بخشش من نااميد کند بلکه اگر به گناه آلوده شديد، به سوي من جهش کنيد و بازگرديد. من مي‌خواهم گريه شما را و بازگشت شما را ببينم پس در گناه مي‌لغزيد. دوست دارم هميشه توبه کنيد و بازگرديد پس هميشه در معرض گناه و خطا قرار داريد. رفتارهاي خداوند نشان مي‌دهد که او تأکيد دارد که اين را به بشر بفهماند که فقط و فقط يک چيز مهم است آن هم نگاه من است، فقط نظر و اراده من مهم است نه هيچ چيز ديگري، فقط قضاوت من حق است و عادلانه است نه قضاوت هيچ کس.

محمد علی

با سلام و عرض ادب...[گل] با چند مطلب جدید منتظرتان هستم موفق و موید باشید. دلم گرفته آسمان http://asemondelamgerefte.persianblog.ir/ داستانهای کوتاه http://daryayedastan.persianblog.ir/ کاش می شد بچه بودم غمی نداشتم شبا راحت چشامو رو هم می ذاشتم می خوابیدم خوابای ساده می دیدم آدما رو ، همه آزاده می دیدم توی دنیای قشنگم ، نه غمی بود و نه دردی نه دل تنگی و نه خونه ی سردی واسه من دیدنی بودن شاپرک ها وقتی که پر می کشیدن سوی گل ها سوار اسب خیالم تا دل ابرا می تاختم میون ستاره ها خونه می ساختم می شدم همسایه ی خورشید زیبا از تو آسمون می رفتم توی دریا مثل ماهی توی آب سفر می کردم از تموم دریاها گذر می کردم خبر از جنگ بزرگترا نداشتم توی سینه ها گل امید می کاشتم رو لبام ترانه ی مهر و وفا بود دل کوچیکم پر از عشق ِخدا بود [لبخند]