جاده اسم منو فریاد میزنه

می گه امروز روز دل بریدنه

کوله باری که پر از خاطره هاست

روی شونه های لرزون منه

...

پشت سر گذاشتن خاطره ها

همه ی عشقا و دلبستگی ها

خیلی سخته ولی چاره ندارم

جاده فریاد می زنه بیا

...

جاده آغوششو وا کرده برام

منتظر مونده که من باهاش بیام

قصه ی تلخ خداحافظی رو

می خونم با اینکه بسته س لبام...

/ 0 نظر / 4 بازدید